خشونت در نهاد مدرسه
در خصوص خشونت های نهاد مدرسه ، اکثر قریب به اتفاق جامعه شناسان بر این مساله توافق دارند که با وجود اینکه تنبیهات بدنی یا اصلا دیگر به اجرا در نمی آیند و یا بسیار نادر هستند ، اما اتفاقات دیگری در آن رخ می دهد که می توانند به همان اندازه بر دانش آموزان تاثیرات منفی بگذارند. پیر مرل اخیرا تاثیرات منفی رفتارهای تحقیر آمیزی که بعضا دانش آموزان در مدرسه با آن مواجه می شوند را بر روند تحصیلیشان نشان داده است. والری کئیه هم نشان داده است که احساس نا عدالتی در قضاوت هایی که در مدرسه توسط مسئولان و معلمان ممکن است صورت بگیرد ، می تواند توجیه کننده ی پاره ای از رفتار های خشن دانش آموزان باشد. پیر مرل و والری کئیه با توجه نشان دادن به احساس تحقیر یا ناعدالتی که مدرسه ممکن است به دانش آموز تحمیل کند ، با وجود اینکه جامعه شناس هستند اما در اینجا وارد حوزه ی رفتارهای فردی شده که بیشتر مربوط به روانشناسی می شود. مساله اینجاست که دید به پدیده ی خشونت در علم روانشناسی متفاوت است. تصور غالب در علم روانشناسی این است که همه قربانیند مثل قربانیان خشونت در مدارس که اکثریت مطلقشان دانش آموزان هستند. نیکول کاتلین توصیفی درداور از این مساله ارائه می دهد: « کودکان حساس ، منزوی و . . . به راحتی گریه می کنند ، بسیار احساساتی هستند و میلی به استفاده از خشونت برای دفاع از خود ندارند.» همین مساله بعضا به ضرر آن ها تمام می شود چرا که سبب می شود توجه دیگران به آن ها جلب شود. اما در مبحثی با عنوان « قربانی و مهاجم» ، روانشناسی نشان می دهد کودکان و بزرگسالان خشن خودشان اختلالات رفتاری دارند ، میل به خودکشی دارند و اغلب از بستر های اجتماعی و خانواده های خشن هستند. اکثریت قریب به اتفاق روانشناسان بر این مساله توفق دارند و عنوان می کنند که در اغلب مواقع ، نوجوانانی که در مدرسه رفتار خشن دارند ، در اصل خشونتی که در خانه نسبت به آن ها صورت می گیرند را منتقل می کنند. این رویکرد سبب می شود تا نگارندگان در عین حال با قربانی خشونت و نگارنده ی آن احساس همدردی داشته باشند و همین مساله علت اصلی مخالفت آن ها با سیاست سرکوبگرایانه و برخورد تند با دانش آموزانی است که رفتارهای تهاجمی دارند.نیکول کاتلین این پرسش را مطرح می کند که آیا برخی از محققن به طور کلی با در پیش گرفتن این رویکرد پدیده ی خشونت را نفی نمی کنند و اینکه آیا این عمل باعث نمی شود که هیچ کس میلی به پذیرفتن مسئولیت این پدیده نداشته باشد؟ پدیده ی خشونت در مدارس از قدیم الایام وجود داشته یا مختص جامعه ی فعلی است؟ آیا بدتر شدن شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده های طبقه ی پایین جامعه عامل اصلی آن است یا خیر ، مسببین آن افراد اندکی هستند که خودشان قربانی خشونت های خانوادگی می باشند؟ باید این پدیده را سرکوب کرد یا درمان؟ در مقاله ی فوق به خوبی مشاهده شد که راه زیادی تا توافق بر سر یافتن پاسخی مناسب برای این سوالات وجود دارد. در حال حاضر وظیفه ی اصلی بر عهده ی مسئولین است ، آن ها باید برنامه هایی را برای مبارزه با این پدیده به کار بگیرند ، حتی با وجود اینکه با دلایل و توجیهات علمی متفاوت و بعضا متضاد طرف هستند.
بررسی خشونت ، ریشه ها و علل آن...ما را در سایت بررسی خشونت ، ریشه ها و علل آن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102